• آهنگ آلمانی
    صرف افعال
    اصلاحات روزمره
    فلش کارت
    wort dictionary

    abräumen

    intransitiv

    ۱. جمع کردن (سفره یا میز بعد از غذا)؛ برچیدن

    [*][hat]; itr., (geschirr, Tisch usw.)

    مثال‌ ها:

    وسایل روی میز را جمع کردن

    den Tisch abräumen

    اپلیکیشن Genau — یادگیری کلمات آلمانیروزی چند کلمه آلمانی؛ هر کلمه پیش از آنکه فراموشش کنید دوباره برمی‌گردد. رایگان.
    ارتقا به عضویت ویژهحذف آگهی‌ها، تاریخچه و لیست علاقه‌مندی‌های نامحدود. از ۳۹۰٬۰۰۰ تومان برای سه ماه.
    • تماس با ما
    • درباره ما
    • ارتقا عضویت
    • حریم خصوصی