abgebrannt
Adjektiv۱. مفلس، بی پول، به افلاس افتاده؛ تهی دست
عبارات کاربردی:
در حال حاضر آه در بساط ندارم
ich bin im Augenblick völlig abgebrannt
۱. مفلس، بی پول، به افلاس افتاده؛ تهی دست
در حال حاضر آه در بساط ندارم
ich bin im Augenblick völlig abgebrannt