wort dictionary

Zange

die
Plural: Zangen
Genitiv: NULL

۱. انبردست؛ گازانبر؛ انبر؛ آچار

عبارات کاربردی:

سؤال پیچ کردن؛ به مخمصه انداختن؛ [نظامی:] در محاصره گرفتن، محاصره کردن

in die Zange nehmen

۲. انبرک

für Zucker usw.

۳. پنس، انبرک؛ [نیز:] فُرسِپس

۴. چنگک، چنگال