Überwindung
diePlural: Überwindung
Genitiv: NULL
۱. غلبه، چیرگی
عبارات کاربردی:
این کار چندان برایم آسان نبود/ خیلی برایم سخت بود/ تا حد زیادی بر من گران آمد
es kostete mich einige Überwindung (es zu tun)
۱. غلبه، چیرگی
این کار چندان برایم آسان نبود/ خیلی برایم سخت بود/ تا حد زیادی بر من گران آمد
es kostete mich einige Überwindung (es zu tun)