wort dictionary

Trümmer

die
Plural: Trümmer
Genitiv: NULL

۱. ویرانه ها، آثار مخروبه؛ [نیز:] بقایا؛ آوارها

Pl.; einer Stadt, eines Hauses usw.

مثال‌ ها:

در میان ویرانه ها/ آوارها؛ زیر آوارها

unter den Trümmern

کسی را از زیر آوار درآوردن

jdn. aus den Trümmern bergen

۲. تکه ها، خرده ها

eines Spiegels usw.

۳. تکه پاره ها، آهن پاره ها؛ لاشه

eines Flugzeuges usw.

۴. متلاشی شدن، تکه تکه/ تکه پاره شدن، خرد شدن

in Trümmer gehen

مثال‌ ها:

(چیزی را) متلاشی کردن، تکه تکه/ تکه پاره کردن، خرد کردن، درب و داغون کردن

(etwas) in Trümmer schlagen

(چیزی را) با خاک یکسان کردن، ویران کردن، به کلی نابود کردن

(etwas) in Trümmer legen (Gebäude, Stadt)

شهر با خاک یکسان شده بود/ ویران شده بود

die Stadt lag in Trümmern

زیر آوار ماندن، به کلی نابود (ویران) شدن

in Trümmern liegen

در انفجار همه ی شیشه های پنجره خرد شده اند

bei der Explosion sind alle Fensterscheiben in Trümmer geschlagen