wort dictionary

Studium

das
Plural: Studien
Genitiv: s

۱. تحصیل [در دانشگاه]، تحصیلات دانشگاهی/ عالی

Universitätsstudium usw.

مثال‌ ها:

تحصیل (رشته ی) پزشکی

das Studium der Medizin; das medizinische Studium

تحصیل خود را به پایان رساندن، فارغ التحصیل شدن

das Studium abschließen

به تحصیل در دانشگاه پرداختن، تحصیلات دانشگاهی خود را آغاز کردن

das Studium aufnehmen

درخواست پذیرش تحصیلی دادن

sich um eine Zulassung zum Studium bewerben

۲. تحقیق (علمی)، مطالعه، بررسی

Erforschung, Beobachtung

مثال‌ ها:

در زمینه ای مطالعاتی/ بررسی هایی به عمل آوردن/ انجام دادن، چیزی را مورد مطالعه/ بررسی قرار دادن

Studien treiben/ anstellen über Akk.

مشغول مطالعه ی پرونده ها است

er ist beim Studium der Akten