Plage
diePlural: Plagen
Genitiv: NULL
۱. عذاب، آزار؛ مایه ی عذاب، بلای جان
مثال ها:
مایه ی عذاب کسی شدن، برای کسی عذابی/ مسأله ای شدن
jdm. zur Plage werden
۱. عذاب، آزار؛ مایه ی عذاب، بلای جان
مایه ی عذاب کسی شدن، برای کسی عذابی/ مسأله ای شدن
jdm. zur Plage werden