wort dictionary

Pfanne

die
Plural: Pfannen
Genitiv: NULL

۱. ماهی تابه، تابه

Bratpfanne usw.

مثال‌ ها:

تخم مرغ در تابه شکستن، نیمرو درست کردن

Eier in die Pfanne schlagen/ ugs.: hauen

عبارات کاربردی:

حساب کسی را رسیدن، کسی را کتک مفصل زدن؛ کسی را به باد انتقاد گرفتن؛ کسی را (در ورزش) شکست دادن

jdn. in die Pfanne hauen (ugs.)

۲. کاسه (ی مَفصَل)

۳. سفال [موجی شکل]

Dachpfanne