wort dictionary

Ordnungswidrigkeit

die
Plural: Ordnungswidrigkeiten

۱. تخطی از نظام نامه، تخطی از مقررات (در قوانین راهنمایی و رانندگی، اقتصادی و مالیاتی)

۲. تخلف در نظم عمومی

مثال‌ ها:

شما وسیله نقلیه خود را در منطقه ممنوعه پارک کرده اید. به دلیل این تخلف در نظم عمومی، شما به یک جریمه 35 یورویی محکوم می شوید.

Sie haben Ihr Fahrzeug an einem Halteverbot geparkt. Wegen dieser Ordnungswidrikeit werden Sie zu einem Bußgeld von 35,-€ verurteilt.