Kunststück
dasPlural: Kunststücke
Genitiv: (e)s
۱. فن، چشم بندی، شعبده، تردستی؛ [مج:] هنر؛ معجزه
عبارات کاربردی:
کار آسانی نیست، هنر می خواهد
das ist schon ein Kunststück
این که کاری ندارد، این که هنر نشد، این که مثل آب خوردن است
das ist doch kein Kunststück
این کار که هنر نیست
das ist keine Kunststück