Kopf stehen
intransitiv۱. روی سر [و کفِ دستها] بالانسزدن
Person
۲. وارونهبودن، سر و تهبودن
Gegenstand
۳. ماتماندن، مبهوتشدن، هاج و واجماندن
۱. روی سر [و کفِ دستها] بالانسزدن
Person
۲. وارونهبودن، سر و تهبودن
Gegenstand
۳. ماتماندن، مبهوتشدن، هاج و واجماندن