Kontrolle
die۱. بازرسی، کنترل؛ بازدید؛ رسیدگی
Überprüfung
بازرسی دقیق/ شدید
eine genaue/ scharfe Kontrolle
در (موقع) بازرسی های سر مرز
bei den Kontrollen an der Grenze
۲. نظارت، نظر، مراقبت، کنترل
Aufsicht
زیر نظر پزشک، تحت نظارت پزشک
unter ärztlicher Kontrolle
بر چیزی یا کسی نظارت داشتن
die Kontrolle über etwas oder jdn. haben
۳. محل بازرسی/ کنترل
Kontrollpunkt
۴. اختیار، کنترل؛ تسلط
unz. (Beherrschung)
مهار/ کنترل کردن، مسلط شدن بر، در اختیار خود گرفتن
unter Kontrolle bringen
مسلط بودن بر
unter Kontrolle haben
(همچنان) مسلط ماندن بر
unter Kontrolle halten
تسلط بر چیزی را از دست دادن، چیزی از اختیار کسی خارج شدن
die Kontrolle über etwas verlieren
اتومبیل از اختیارش خارج شد، اختیار اتومبیل از دستش خارج شد
er verlor die Kontrolle über das Auto
سر یک پیچ اختیار ماشین از دست راننده خارج شد
in einer Kurve verlor der Fahrer die Kontrolle über das Auto
بسیار زود اختیار خود را از دست می دهد، زود از کوره در می رود
er verliert leicht die Kontrolle über sich