Gold
dasPlural: Gold
Genitiv: es
۱. طلا؛ زر؛ [ورزش:] مدالِ طلا
مثال ها:عبارات کاربردی:
طلای هجده عیار
18-karätiges Gold
طلای درستعیار/ تمامعیار
gediegenes Gold
حلقۀ طلا، انگشتریِ زرین
ein Ring aus/ von Gold
طلایی، از طلا
aus Gold
(هر گردویی گرد است اما) هر گردی گردو نیست
es ist nicht alles Gold, was glänzt Sprichw.
صدای (آواز) دلنشینی دارد (حنجره طلایی است)
er hat Gold in der Kehle