Glatteis
dasPlural: Glatteis
Genitiv: es
۱. [خصوصاً سطحِ جاده:] یخ زدگی، یخبندان
مثال ها:عبارات کاربردی:
امشب یخبندان خواهد بود/ جاده ها یخ می بندند
heute nacht gibt es Glatteis
در موقع یخبندان باید با احتیاط ترمز کرد
bei Glatteis muss man vorsichtig bremsen
به کسی کلک زدن، کسی را گول زدن، سرِ کسی کلک سوار کردن، به کسی یک دستی زدن
jmdn. aufs Glatteis führen ugs.