Fülle
diePlural: Fülle
Genitiv: NULL
۱. مقدارِ بسیار زیادی؛ تعدادِ بسیار زیادی، [عا:] یک دنیا، یک عالم؛ یک خروار، کلی
eine Fülle von
مثال ها:
مقدارِ بسیار زیادی جنس
eine Fülle von Waren
۲. فراوانی، وفور؛ پرمایگی؛ غنا؛ کلانی؛ پُری
(Menge, Überfluss)
مثال ها:عبارات کاربردی:
فراوان بودن، به وفور وجودداشتن
in Fülle vorhanden sein
پولِ کلانی دارد، تا دلت بخواهد/ یک دنیا/ یک عالم پول دارد
er hat Geld die Fülle
به وفور
in Fülle
فت و فراوان
in Hülle und Fülle
۳. چاقی (سنگینی بدن)، جثه
Körperfülle
مثال ها:
نسبتاً چاق/ پرگوشتبودن، چاق و چله بودن [عا]
zur Fülle neigen