wort dictionary

Einlauf

der
Plural: Einläufe
Genitiv: s

۱. تنقیه، اماله

مثال‌ ها:

کسی را تنقیه/ اماله‌کردن

(bei) jmdm. einen Einlauf machen

۲. ورود، رسیدن به‌خطِ پایان، (ترتیب) عبور از خط هدف (ورزش)

۳. نامه‌های رسیده/ واصله

(eingegangene Post)

مثال‌ ها:

به نامه های رسیده جواب دادن

die Einläufe bearbeiten (erledigen)