wort dictionary

Echo

das
Plural: Echos
Genitiv: s

۱. پژواک، انعکاسِ صدا، اکو

(Schallwellen)

مثال‌ ها:

پژواک‌ داشتن

ein Echo geben/ zurückwerfen

۲. واکنش (در قبالِ)؛ بازتاب (در برابرِ)

+ auf Akk. (Reaktion)

۳. بازتاب‌ داشتن (در میانِ)، موردِ توجه/ استقبال (ـِ کسی) قرار گرفتن

Echo finden (bei)

مثال‌ ها:

این پیشنهاد مورد استقبال پرشور قرار گرفت

der Vorschlag fand begeistertes Echo