Distanz
diePlural: Distanzen
Genitiv: NULL
۱. فاصله؛ مسافت
Entfernung; Strecke
مثال ها:
از فاصله ده متری
auf eine Distanz von 10 Metern
۲. فاصله؛ عینیت، بی طرفی
innerer Abstand
مثال ها:
فاصله لازم را نگه داشتن (در قبال کسی)
Distanz wahren/ halten (jmdm. gegenüber)
زیاده از حد خودمانی شدن
kein Gefühl für Distanz haben
(رفته رفته) فاصله گرفتن/ (خود را) کنار کشیدن، دوری جستن
auf Distanz gehen
چیزی را با فاصله/ با عینیت لازم ارزیابی کردن
etwas aus der Distanz beurteilen