Beihilfe
diePlural: Beihilfen
Genitiv: NULL
۱. کمک هزینه (ی تحصیلی)، کمک مالی
finanziell
۲. مشارکت (در)؛ همکاری (در جرم)
zum Mord usw.
مثال ها:
در یک جنایت همکاری (مشارکت) کردن
Beihilfe zu einem Verbrechen leisten
۱. کمک هزینه (ی تحصیلی)، کمک مالی
finanziell
۲. مشارکت (در)؛ همکاری (در جرم)
zum Mord usw.
در یک جنایت همکاری (مشارکت) کردن
Beihilfe zu einem Verbrechen leisten