wort dictionary

Aufmachung

die
Plural: Aufmachungen
Genitiv: NULL

۱. سر و وضع، ریخت و قیافه [عا]، ترکیب

Person

مثال‌ ها:

با این سر و وضع

in dieser Aufmachung

۲. ظاهر، صورت ظاهر،‌شکل؛ [نیز:] تزئین،‌ بسته بندی؛ آرایش صفحه، صفحه آرائی

Ware, Zeitung usw.

۳. با آب و تاب، با لفت و لعاب [عا]؛ با زرق و برق؛ با دبدبه و کبکبه

in großer Aufmachung

مثال‌ ها:

این مقاله با تیتر درشت (در روزنامه) منتشر شد

der Artikel erscheint in großer Aufmachung