wort dictionary

Abnahme

die
Plural: Abnahmeen
Genitiv: NULL

۱. برداشتن (از)؛ باز کردن؛ درآوردن، کندن

Wegnehmen, Abnehmen

مثال‌ ها:

باز کردن پانسمان

die Abnahme des Verbandes

۲. کاهش (یافتن)، تقلیل، تنزیل،‌ تخفیف،‌ تحلیل،‌ افت

Verminderung, Rückgang usw.

مثال‌ ها:

کاهش وزن

Gewichtsabnahme

۳. خریداری، ابتیاع، خرید

Kauf

مثال‌ ها:

به فروش رفتن، فروش داشتن

Abnahme finden

۴. بازدید [به منظور صدور پروانه اتمام ساختمان و غیره]

eines Neubaus usw.

۵. تحویل گیری[ خصوصاً به منظور تایید صحت محموله]، تحویل گرفتن

einer Ladung usw.

۶. قطع، قطع عضو

Amputation

۷. قبول