zusammenhängen
intransitiv۱. (با هم) مرتبط بودن؛ (به هم) متصل / وصل بودن؛ [نیز:] کنارِ هم / در یک جا آویزان بودن
۲. ربط / ارتباط / بستگی داشتن (با)، مربوط بودن (به)
+ mit
۱. (با هم) مرتبط بودن؛ (به هم) متصل / وصل بودن؛ [نیز:] کنارِ هم / در یک جا آویزان بودن
۲. ربط / ارتباط / بستگی داشتن (با)، مربوط بودن (به)
+ mit