wort dictionary

zurücktreten

intransitiv

۱. عقب (تر) رفتن

nach hinten treten

Beispiele:

یک قدم عقب (تر) رفتن / گذاشتن

einen Schritt zurücktreten

۲. استعفا دادن (از)، کناره گرفتن (از)، کناره گیری کردن (از)

von einem Amt usw.

۳. منصرف شدن (از)؛ خود را کنار کشیدن (از)، خارج شدن (از)

von einer Vereinbarung usw.

۴. فرو نشستن

Fluss

۵. چندان اهمیتی نداشتن در برابرِ / نسبت به

zurücktreten gegenüber

۶. تخت الشعاعِ کسی / چیزی قرار گرفتن؛ در درجۀ دومِ اهمیت قرار گرفتن در قبالِ / نسبت به

zurücktreten hinter Dat.