zuletzt
temporal۱. بعد از همه، آخر از همه، از همه آخر تر، آخرِ سر [عا]
als Letzter oder Letztes
Beispiele:Wendungen:
او بعد از همه آمد، آخرین نفر بود
er kam zuletzt
این کار را آخر از همه بکن
mach das zuletzt
بخصوص / بالأخص / بویژه به این علت که؛ و فراموش نشود که
nicht zuletzt, weil
تا آخر، تا آخرین لحظه؛ تا آخرِ کار، تا پایانِ کار
bis zuletzt
۲. عاقبت، سرانجام، بالأخره، عاقبت الامر، دستِ آخر [عا]
schließlich
Beispiele:
عاقبت مجبور شدیم
wir mussten zuletzt doch umkehren
۳. بارِ آخر، آخرین بار، دفعۀ آخر، آخرین دفعه
das letzte Mal
Beispiele:
بارِ آخری که به دندانپزشک مراجعه کردید کی بود؟
wann waren Sie zuletzt beim Zahnarzt?
آخرین باری که او را دیدم
als ich ihn zuletzt sah