zappeln
intransitiv۱. وول زدن، وول خوردن؛ تقلا کردن؛ دست و پا زدن؛ [نیز:] دستپاچه / بی قرار بودن
Wendungen:
کسی را در حالتِ اضطراب / دلشوره / انتظار نگهداشتن
jmdn. zappeln lassen
۱. وول زدن، وول خوردن؛ تقلا کردن؛ دست و پا زدن؛ [نیز:] دستپاچه / بی قرار بودن
کسی را در حالتِ اضطراب / دلشوره / انتظار نگهداشتن
jmdn. zappeln lassen