verstoßen
intransitiv۱. تخلف / تخطی کردن از، چیزی را نقض کردن؛ خلافِ چیزی عمل کردن
verstoßen gegen
۲. از خود طرد کردن، از خود راندن
tr.
۱. تخلف / تخطی کردن از، چیزی را نقض کردن؛ خلافِ چیزی عمل کردن
verstoßen gegen
۲. از خود طرد کردن، از خود راندن
tr.