unerwartet
Adjektiv۱. غیرِ منتظره، غیرِ مترقبه، نا منتظر؛ پیش بینی نشده؛ ناگهانی؛ غافلگیر کننده؛ [میهمان:] سر زده؛ نا خوانده؛ [درگذشت:] نا بهنگام
Beispiele:
هیچ کس (از ما) انتظارش را نداشت / پیش بینیش را نمی کرد؛ همه (ی ما) را غافلگیر کرد
es kam (uns) völlig unerwartet
Grammatik
| POSITIV | unerwartet |
| KOMPARATIV | unerwarteter |
| SUPERLATIV | am unerwartetsten |