wort dictionary

umstellen

schwaches Verb

۱. در یک جای دیگر قرار دادن، تغییر محل دادن، جابجا کردن، جای چیزی را تغییر دادن؛ ترتیب چیزی را عوض کردن

[hat]; räumlich

Beispiele:

جای لغت های جمله را/ جای کتاب ها را تغییر دادن

die Wörter im Satz/ die Bücher umstellen

۲. (نوع چیزی را) تغییر دادن، عوض کردن، تبدیل کردن به؛ وفق دادن با، (با وضع جدید) تطبیق دادن

[hat]; umstellen auf Akk.

Beispiele:

(نوع) تولید کارخانه ای را عوض کردن

einen Betrieb auf eine andere Produktion umstellen

۳. خود را وفق/ تطبیق دادن (با چیزی)، عادت کردن (به)، خود را عادت دادن (به)؛ [نیز:] عوض شدن، خود را عوض کردن

sich umstellen (auf Akk.) (sich auf etwas umstellen)

۴. محاصره کردن

[hat]