umhauen
starkes Verb۱. زدن و انداختن؛ قطع کردن و انداختن (درخت)
[hat]
۲. چیزی (مشروب الکلی) کسی را کله پا می کند
[hat]; etwas haut jdn. um
Beispiele:
این بوی تعفن دارد کلافه ام می کند
der Gestank haut mich um
۱. زدن و انداختن؛ قطع کردن و انداختن (درخت)
[hat]
۲. چیزی (مشروب الکلی) کسی را کله پا می کند
[hat]; etwas haut jdn. um
این بوی تعفن دارد کلافه ام می کند
der Gestank haut mich um