übertreffen
starkes Verb۱. برتری داشتن بر، برتر بودن از، دست کسی را از پشت بستن، در نوع خود بی نظیر بودن؛ [نیز:] پیشی گرفتن بر، جلو زدن از
[hat]
Beispiele:Wendungen:
از نظر قدرت بدنی بر کسی برتری داشتن، از کسی قوی تر بودن
jdn. an Körperkraft übertreffen
در کاری از کسی برتر بودن
jdn. an etwas übertreffen
این دستگاه از لحاظ دقت بر آن های دیگر برتری دارد
diese Maschine übertrifft die anderen an Genauigkeit
انتظار نتیجه ای به این خوبی را به هیچ وجه نداشتیم، انتظار چنین نتیجه ای را نداشتیم
das Ergebnis übertraf alle unsere Erwartungen
از حد انتظار من خارج است (این دیگر نور علی نور است)
das übertrifft alle meine Erwartungen
(از این لحاظ) نظیر ندارد/ کسی به پای او نمی رسد/ تا ندارد [عا]
er ist (darin) nicht zu übertreffen