überordnen
schwaches Verb۱. مافوق قرار دادن، بالاتر قرار دادن؛ مهم تر دانستن
[hat]
Beispiele:
برای شغلش بیشتر از خانواده اهمیت قائل بود
den Beruf der Familie überordnen
۱. مافوق قرار دادن، بالاتر قرار دادن؛ مهم تر دانستن
[hat]
برای شغلش بیشتر از خانواده اهمیت قائل بود
den Beruf der Familie überordnen