wort dictionary

transkribieren

schwaches Verb

۱. آوانویسی کردن، آوانگاری کردن؛ برگرداندن یک خط یا یک زبان به یک خط یا زبان دیگر؛ کلمات یک زبان غیر لاتین را با حروف لاتین نوشتن

[hat]; eine Schrift umschreiben

Beispiele:

حروف فارسی را به خط لاتین آوانویسی (بازنویسی) کردن

persische Schriftzeichen in lateinische Schrift transkribieren

۲. تنظیم کردن یک آهنگ از یک ساز برای یک ساز دیگر

[hat]