wort dictionary

standhalten

starkes Verb

۱. مقاومت داشتن/ طاقت آوردن (در برابرِ)، طاقت (چیزی را) داشتن، استوار بودن؛ [نیز:] از عهده ی چیزی برآمدن، ایستادگی کردن (در برابر)، مقاومت کردن

[hat]; + Dat.

Beispiele:

در مقابل کسی یا چیزی مقاومت/ ایستادگی کردن

jdm. oder etwas standhalten