spülen
schwaches Verb۱. (ظرف) شستن
[hat]; Geschirr
۲. آب کشیدن، آب مالی کردن
[hat]; tr. (Haar, Wäsche usw., im Wasser schwenken)
۳. شستشو دادن
[hat]; tr. (Wunde, Mund usw.)
۴. سیفون را کشیدن
[hat]; Toilette
۵. (با خود) آوردن، (با خود حرکت دادن و به جایی) بردن (توسط آب دریا، توسط امواج)
[hat]; tr. (irgendwohin)
Beispiele:
رود جسدی را به خشکی آورد
der Fluss spülte eine Leiche an Land
موج ملوان را از روی عرشۀ کشید و با خود به دریا برد
der Matrose wurde von Deck/ über Bord gespült