wort dictionary

siegreich

Adjektiv

۱. بَرَنده، پیروزمند، موفق؛ پیروز

Mannschaft usw.

Beispiele:

برنده/ پیروز شدن در، به پیروزی رسیدن در، چیزی را با موفقیت به پایان رساندن، پیروز به در آمدن از

siegreich beenden (Turnier usw.)

پیروز(مند) از مبارزه برگشتن

siegreich vom Kampf zurückkehren

۲. پیروزمند، فاتح

Heer usw.

۳. پیروزمندانه، موفقیت آمیز

Schlacht usw.

Grammatik

POSITIVsiegreich
KOMPARATIVsiegreicher
SUPERLATIVam siegreichsten