sieben
schwaches Verb۱. الک کردن؛ سرند/ غربال کردن؛ آبکش کردن؛ صاف کردن [از صافی گذراندن]
[hat]; => Sieb
۲. الک کردن
[hat]; tr.; itr.; ugs.
Beispiele:
آنجا (داوطلب ها را) حسابی الک می کنند
die Bewerber werden/ da wird ganz schön gesiebt
۱. الک کردن؛ سرند/ غربال کردن؛ آبکش کردن؛ صاف کردن [از صافی گذراندن]
[hat]; => Sieb
۲. الک کردن
[hat]; tr.; itr.; ugs.
آنجا (داوطلب ها را) حسابی الک می کنند
die Bewerber werden/ da wird ganz schön gesiebt