wort dictionary

schnauben

intransitiv

۱. خُرّه کشیدن [از بینی هوا بیرون دادن]؛ [مج:] نفس نفس زدن، با صدای بلند از راه بینی نفس کشیدن

[hat]; Tier

Wendungen:

دهان کسی از عصبانیت کف آوردن

vor Wut schnauben

۲. (با صدای بلند) دماغ گرفتن

itr., tr.; sich (die Nase) schnauben