wort dictionary

schlimmstenfalls

۱. در نهایت (بدترین مورد)، نهایتش/ آخرش این است که، نهایتاً، فوقش [عا]، حداکثر (بدتر از همه)

Beispiele:

فوقش دوباره از نو شروع می کنیم

schlimmstenfalls beginnen wir eben wieder von vorn