saß
۱. نشسته بود (ماضی بعید از فعل sitzen)
Beispiele:
او روی نیمکت پارک نشسته بود و با گوشی اش بازی می کرد
er saß auf der Bank im Park und spielte mit seinem Handy
۱. نشسته بود (ماضی بعید از فعل sitzen)
او روی نیمکت پارک نشسته بود و با گوشی اش بازی می کرد
er saß auf der Bank im Park und spielte mit seinem Handy