runzeln
schwaches Verb۱. چین انداختن، چین دادن
[hat]
Beispiele:
اخم کردن، سگرمه های خود را در هم کشیدن، اخم های خود را تو هم کردن [عا]
die Stirn runzeln
۱. چین انداختن، چین دادن
[hat]
اخم کردن، سگرمه های خود را در هم کشیدن، اخم های خود را تو هم کردن [عا]
die Stirn runzeln