offenbaren
schwaches Verb۱.
[100b; selten: geoffenbart]
۲. آشکار/ برملا کردن (بر)، نشان دادن (به)، نمایان کردن؛ فاش ساختن (برای)، فاش کردن؛ اقرار کردن (پیش/ برای)؛ از چیزی پرده برداشتن، علنی کردن
[hat]; tr. (jdm.) etwas offenbaren
Beispiele:
راز دل خود را بر کسی آشکار کردن
jdm. seine ganze Seele offenbaren
۳. [از راه وحی] خود را آشکار کردن بر؛ نازل شدن
sich jmdm. offenbaren (Gott)
Beispiele:
ادیان وحی(شده)
geoffenbarte Religionen
۴. راز دل خود را گفتن به/ در میان گذاشتن با، درددل کردن برای
sich jdm. offenbaren (sich anvertrauen)
۵. آشکار شدن، نمایان شدن، علنی شدن، فاش شدن
sich