wort dictionary

nachgiebig

Adjektiv

۱. نرم، انعطاف پذیر؛ [مج نیز:] نرم خو، سازش پذیر، با گذشت، گذشت کننده

Beispiele:

در قبال کسی بی اندازه نرمش/ انعطاف نشان دادن، با کسی زیادی راه آمدن، بیش از حد ملاحظه ی کسی را کردن

jdm. gegenüber viel zu nachgiebig sein

Grammatik

POSITIVnachgiebig
KOMPARATIVnachgiebiger
SUPERLATIVam nachgiebigsten