modrig
Adjektiv۱. گندیده، پوسیده، دارای بوی نم، بوی نا (بوی پوسیدگی) گرفته
(moderig)
Beispiele:
طعم گندیده در یک هویج
der modrige Geschmack in einer Karotte
۱. گندیده، پوسیده، دارای بوی نم، بوی نا (بوی پوسیدگی) گرفته
(moderig)
طعم گندیده در یک هویج
der modrige Geschmack in einer Karotte