loskriegen
schwaches Verb۱. جدا کردن، باز کردن
[hat]
۲. خلاص شدن (از دست کسی یا چیزی)
[hat]
۳. فروختن
[hat]
Beispiele:
این ماشین کهنه را دیگر نمی توانی بفروشی
du kriegst dieses alte Fahrzeug nicht mehr los
۱. جدا کردن، باز کردن
[hat]
۲. خلاص شدن (از دست کسی یا چیزی)
[hat]
۳. فروختن
[hat]
این ماشین کهنه را دیگر نمی توانی بفروشی
du kriegst dieses alte Fahrzeug nicht mehr los