lackieren
schwaches Verb۱. لاک زدن؛ لاک الکل زدن؛ روغن جلا زدن؛ [اتومبیل:] رنگ کردن، رنگ کاری کردن، رنگ زدن
[hat]
Beispiele:
ماشین دوباره (تازه) رنگ خورده است (رنگش فابریکی نیست)
das Auto ist neu lackiert
۱. لاک زدن؛ لاک الکل زدن؛ روغن جلا زدن؛ [اتومبیل:] رنگ کردن، رنگ کاری کردن، رنگ زدن
[hat]
ماشین دوباره (تازه) رنگ خورده است (رنگش فابریکی نیست)
das Auto ist neu lackiert