knurren
schwaches Verb۱. خرخر (غرغر) کردن (سگ)
[hat]; Hund usw.
۲. غر زدن، غرولند کردن
[hat]; ugs.
۳. غار و غور کردن، به غار و غور افتادن
[hat]; Magen
Beispiele:
شکمم غار و غور می کند (از گرسنگی)!
mir knurrt der Magen!
۱. خرخر (غرغر) کردن (سگ)
[hat]; Hund usw.
۲. غر زدن، غرولند کردن
[hat]; ugs.
۳. غار و غور کردن، به غار و غور افتادن
[hat]; Magen
شکمم غار و غور می کند (از گرسنگی)!
mir knurrt der Magen!