imponieren
schwaches Verb۱. کسی را تحت تاثیر قرار دادن، بر کسی اثر کردن/ گذاشتن؛ تحسین کسی را برانگیختن
[hat]; jmdm. imponieren
Beispiele:
حرف های من در او تاثیر کرد
meine Worte imponierten ihm
۱. کسی را تحت تاثیر قرار دادن، بر کسی اثر کردن/ گذاشتن؛ تحسین کسی را برانگیختن
[hat]; jmdm. imponieren
حرف های من در او تاثیر کرد
meine Worte imponierten ihm