hinweggehen
starkes Verb۱. چیزی را ندیدهگرفتن؛ چیزی را نشنیدهگرفتن؛ گذشتن از، اعتنانکردن به (و رفتن)؛ [چیزی را بهسکوت و غیره] برگذارکردن
[ist]; fig.; hinweggehen über Akk.
Beispiele:
دستی تکان داد و گفتهام را نشنیده گرفت
er ging mit einer Handbewegung über meine Bemerkung hinweg
ایرادی را بهخنده برگزارکردن، خندیدن و از چیزی گذشتن
lachend über einen Einwand hinweggehen