gliedern
schwaches Verb۱. تقسیم بندی کردن (به)؛ تنظیم کردن؛ مرتب کردن؛ فصلبندی کردن؛ طبقه بندی/ گروهبندی کردن؛ دسته بندی کردن
gliedern in Akk.; [hat]
Beispiele:
سخنرانیش خوب تنظیم شدهبود/ تقسیمبندیِ خوبی داشت
sein Vortrag war gut gegliedert
۲. تقسیم بندی شدن
[sich]
Beispiele:
متشکل/ مرکب بودن از، [چند] قسمت داشتن، شامل ... شدن، به ... تقسیم شدن
sich gliedern in Akk.