wort dictionary

fortfahren

transitiv/intransitiv

۱. [سواره/ با وسیله ی نقلیه به‌ جایی یا از جایی] رفتن؛ به‌مسافرت رفتن؛ حرکت‌ کردن، به‌ راه‌ افتادن

itr., [*], ist (wegfahren)

۲. ادامه‌دادن (به)

itr., [*], hat/ist; fortfahren, etwas zu tun geh.

Beispiele:

(به‌خواندن) ادامه بدهید

fahren Sie fort (zu lesen)

۳. [سواره/ با وسیله ی نقلیه به‌ جایی یا از جایی] بردن؛ منتقل‌ کردن، انتقال‌ دادن

tr.; [*][hat]